احمد على سپهر ( مورخ الدوله )

375

ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )

شورى و غيره موضوع اشعار حاليه گرديده . كتاب مزبور اشعار جديد را به فارسى و بانگليسى دارا است با عكس شاعران قرن چهاردهم هجرى . خود بنده پس از قرائت قسمتى از كتب مزبوره نتوانستم خويش را منع از زيارت معظم اليه نمايم و باوجود خطر بزرگى كه حال در مسافرت بحرى است طاقت نياوردم زيادتر ملاقات ايشان را تأخير بيندازم . چند روز قبل به زيارت آن اديب در كامبريج موفق شدم و يك ساعت تمام بعد از ظهر با معزى اليه بودم . گويا آن‌روز در ايران رفته بودم چون نه فقط خانه پرفسور برون به طرز ايرانى در يك باغ بزرگ موسوم بجنگل كاج ساخته شده بلكه بالاى در خانه به خط نسخ نوشته شده ( مرحبا اهلا و سهلا ) و اغلب اثاث البيت آن خانه ايرانيست . تنها چيزى كه اروپائى است همان اتومبيل معظم اليه است آن هم باز علامت ايرانى دارد و عوض گردگير عمومى يك پارچهء قلمكار ديده مىشود . با قدى متوسط و موهائى خاكسترىرنگ و پيشانى وسيع و چشمهاى تيز پرفسور برون در سن پنجاه و چهار سالگى تمام چابكى خود را نگاه داشته ؛ لباسهاى او خيلى ساده و در دستش دو انگشترى عقيق و ببند ساعتش يك مهره فيروزه آويزان است ، كسى كه به خدمت ايشان ميرسد از همان ثانيهء اول هوش و فطانت ايشان را مشاهده مىكند . زبان فارسى را به كلى مثل يكى از علماى ايرانى حرف مىزند و حروف ق و غ را كه اروپائيان نميتوانند درست تلفظ كنند معظم اليه بكمال خوبى ادا مىكند و بعلاوه در سخنهاى خود اشعار سعدى و حافظ را بطور مناسب ذكر مينمايد . لندن 17 اوت 1916 - عيسى صديق عيسى صديق در مدت تحصيل خود در فرانسه و انگلستان در روزنامه‌هاى پاريس و لندن و منچستر باشغال ايران از طرف قشون بيگانه و مداخله مأمورين دولت تزارى در امور مملكت اعتراض ميكرد و مظالم و فجايع آنها را بسمع عالميان ميرسانيد چنان كه در روزنامه لومانيته L'Humanite كه در آن زمان نشريهء رسمى حزب سوسياليست فرانسه بود و سياستمداران بزرگى چون Albert Thomas , Jean Jaures و ستمگريهاى دول مستبد امپرياليست را تقبيح ميكرد و همچنين در روزنامه « حقوق ملت » Le Droit du Peuple مقالاتى انتشار ميداد و اوضاع رقت‌بار ايران را تاحدى كه بپاريس خبر ميرسيد براى مردم فرانسه تشريح ميكرد و گاهى در مجله Par le monde ترجمه‌هائى از شاهكارهاى ادبيات فارسى منتشر ميساخت و خوانندگان را متوجه ظرافت طبع شعراء و هنرمندان ايران مىنمود . در انگلستان نيز در جريده تايمس لندن و منچستر گاردين Manchester Guardian كه متعلق بحزب آزاديخواه انگليس و همواره از احرار و مشروطه‌طلبان ايران پشتيبانى ميكرد بر عليه عمليات جابرانه سپاهيان بيگانه اعتراض مينمود تا آنجا كه سفير كبير روس در لندن بوزارت خارجه انگلستان تذكر داد و سر ادوارد گرى Sir Edward Grey وزير امور خارجه انگليس به وى ( كه در آن موقع بسن 22 سالگى معلم زبان فارسى در دانشگاه كيمبريج بود ) خاطرنشان ساخت مقالات مذكور موجب تيرگى روابط انگلستان با متحدينش مىشود و چنانچه اين كار ادامه يابد وزير خارجه تقاضا خواهد كرد كه نويسنده خاك انگلستان را ترك گويد . پس از اين اخطار عيسى صديق برعايت قوانين انگليس در موقع جنگ ، ناگزير شد از نشر مقالات سياسى در جرايد خوددارى كند . در همين تاريخ روزنامه طايمس مقاله ديگرى بر عليه فعاليت آلمانها در ايران انتشار داده كه از خلال سطور آن معلوم مىشود نويسنده چه‌اندازه عصبانى و غضبناك بوده است . ترجمهء آرتيكل مزبور نيز در ذيل نقل مىشود : تمدن آلمانى در ايران از جمله عمليات معدودى از آلمان‌ها در ايران اين بود كه در يكى از ممالك عالم كه ممكن بود شعله‌هاى حريق بين المللى محفوظ و از نعمت سلم و صلح متمتع و بهره‌مند باشد قتل و غارت و نهب و سرقت را حكمفرما ساختند . اما خوشبختانه حالا فهميده‌اند كه دروغ و آدم‌كشى اگرچه براى متزلزل ساختن موازنه يك مملكت بيطرف تدابيرى مفيد مىباشند ولى آنها را اساس دائمى اقتدار نميتوان دانست .